الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
68
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
جمع شدند كه بعضى از آنها عبارت بودند از : وليد بن مغيره مخزومى ، ابو البخترى بن هشام ، ابو جهل ، عاص بن وائل سهمى و عبد الله بن اميّهء مخزومى و به همراه آنها عدهء زيادى آمده بودند و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله هم در ميان جمعى از اصحاب خويش نشسته بود و كتاب خدا را بر آنها قرائت مىكرد و دستورهاى الهى را بر ايشان توضيح مىداد . ( 1 ) بعضى از مشركان به ديگران گفتند : هرآينه كار محمد عظمت يافته و دعوتش بالا گرفته است . پس بياييد به توبيخ و استدلال عليه او بپردازيم و آنچه را كه مىگويد باطل كنيم تا دعوت او در ميان اصحابش بىارزش شود و مقام و منزلتش پايين بيايد ، تا شايد از سركشى و طغيانگرى و ادعاهاى باطل دست بردارد . اگر چنين شود كه بسيار مطلوب است و الا با شمشير برنده جوابش را خواهيم داد ! ابو جهل گفت : چه كسى با او بحث و مجادله مىكند ؟ عبد الله بن ابى اميهء مخزومى گفت : من . آيا مرا هم رديف و شايستهء بحث با او نمىدانيد ؟ ( 2 ) سپس همگى نزد آن حضرت آمدند و عبد الله بن ابى اميّهء مخزومى شروع به صحبت كرد و گفت : اى محمد ! تو ادعاى عظيمى كردى و سخنان فوق العاده گفتى : گمان كردى كه تو فرستادهء پروردگار جهانيانى ، در حالى كه براى پروردگار جهانيان و آفريدگار همهء آفريدهها سزاوار نيست كه فرستادهاش بشرى مثل تو باشد كه مىخورد و مىآشامد و در بازار همانند ما راه مىرود ! و مىبينى كه پادشاهان روم و فارس هرگاه فرستادهاى مىفرستند ، مال فراوانى را همراهش مىكنند و براى او كاخها و خانهها و فرشها و خيمهها و غلامها و خدمتكاران فراوان فراهم مىكنند و اين در حالى است كه پروردگار جهانيان برتر از همهء اينهاست و همهء اينها بندگان او هستند ، بنابراين اگر تو پيغمبر بودى ، هرآينه فرشتهاى به همراهت بود كه تو را تصديق مىكرد و ما او را مىديديم و بلكه اگر خدا مىخواست كه فرستادهاى براى ما بفرستد ، يكى از فرشتگان را مىفرستاد نه بشرى مثل تو را . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آيا چيزى ديگرى از سخنت باقى مانده است ؟ ( 3 ) گفت : بله ، اگر خدا اراده مىكند كه فرستادهاى به سوى ما بفرستد ، هرآينه والاترين و ثروتمندترين و بهترين شخص را انتخاب مىكرد . و اين قرآنى كه تو گمان مىكنى كه خدا آن را بر تو نازل كرده و به وسيلهء آن رسالت تو را تصديق كرده است ، چرا بر وليد بن مغيره در مكه يا عروة بن مسعود ثقفى در طائف كه از بزرگان و صاحبنفوذان اين دو شهر هستند ، نازل نشده است ؟ ( 4 ) رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى عبد الله ! اما آنچه كه ذكر كردى . . . تا اين كه فرمود : و اما سخن تو كه گفتى : « لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ » ؛ چرا قرآن بر يكى از بزرگان مكه يا طائف نازل نشده است و منظورت وليد بن مغيره و يا عروة بودهاند ، بايد بگويم كه دنيا براى خداوند متعال